اکشن و دیگر هیچ… نقد و بررسی بازی Just Cause 3|گيمزنت

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است یکشنبه, ۶ دی, ۱۳۹۴ در ساعت ۱:۱۵ ب.ظ

اکشن و دیگر هیچ…  نقد و بررسی بازی Just Cause 3

تعریف شما از یک بازی رایانه‎ای چیست؟ بهتر است بگویم شما از یک بازی رایانه‎ای چه انتظاری دارید؟ آیا صرفا سرگرم شدن برایتان کافیست یا جزو کسانی هستید که دوست دارید با انجام هر بازی چیزی به شما اضافه شود و بازی دارای پایه و بنایی بیش از یک سرگرمی ساده باشد. قدیم‎تر‎ها و در زمان کودکی من اینگونه بود که سازندگان از ساخت بازی تنها و تنها یک هدف داشتند و بس، آن هم سرگرم کردن ما بود. حالا می‎خواهد هواپیمایی باشد که تا ابد به جلو می‎رود و یا با یک زیردریایی که تا ابد باید ماهی و کوسه بکشد. آن وقت‎ها مهم نبود داستان بازی چیست. مهم نبود شخصیت پردازی خلبان هواپیما و یا هدایت کننده زیردریایی چگونه است و راستش حتی مهم نبود که بدانیم اصلا آیا هواپیمایمان خلبان دارد یا خیر!

زمان آرام آرام گذشت و کم‎کم المان‎های دیگر نیز به سرگرم کنندگی صرف، اضافه شدند و عناوین رنگ و بویی دیگر گرفتند. با گذشت هر نسل و هر دوره بازی‎ها عمیق‎تر شدند و در داستان‎سرایی و شخصیت‎پردازی از فیلم‎های سینمایی نیز جلو زدند. کار تاجایی پیش رفت که عناوین شاهکاری مثل The Last of US با داستان خود چنان کاری با بازیباز می‎کنند که گویی وی را به یک دنیای دیگر برده‎اند و بعد جدیدی از لذت و سرگرمی و غم و شادی و … را در ترکیب با هم، به وی هدیه می‎‏کنند و یا حتی عنوانی پیکسلی مثل To the Moon (که اگر بازی نکرده‎اید ضرر بزرگی متنحمل شده‎اید) در داستان‎سرایی و موسیقی به قدری حرفه‎ای عمل می‎کند که کاملا احساساتی می‎شوید. به هر حال سال ۲۰۱۵ است و بازی‎ها نیز مانند دیگر موارد زندگی ما به سمت پرزرق و برق تر شدن پیش می‎روند و گاها گیم‎پلی و اصل خود را زیر کلی رنگ و لعاب پنهان می‎کنند. گیمرها نیز با این روند به دو بخش کلی تقسیم شده‎اند و عده‎ای تنها علاقمند به عناوین اصطلاحا AAA و بزرگ و گرافیکی هستند و عده‎ای دل به عناوین مستقل و کوچک ولی خلاقانه بسته‎اند. شما جزو کدام دسته هستید؟

یک بازی نسل هشتمی

اگر یک بازیساز بخواهد اصل توجه محض به سرگرم کننده بودن بازی را با رنگ و لعاب سال ۲۰۱۵ مخلوط کند حاصل کار می‎شود نسخه سوم Just Cause و به طور کلی تمام نسخه‎های این سری. این بازی ساخته شده است تا فقط شما را سرگرم کند و به هیجان بیاورد و در حقیقت مثل فیلم‎های اکشن هالیوودی عمل می‎کند که نبود پایه و بنیان و داستان و شخصیت پردازی آبکی را با صحنه‎های مبارزه و هیجان‎انگیز جایگزین می‎کنند تا تماشاگر تنها ۲ ساعت آن را نگاه کند و هیجان زده شود و پس از ۱ ساعت دیگر تا آخر عمرش هم یاد آن فیلم نیافتد. این حکایت Just Cause در دنیای بازی‎هاست. عنوانی خالی از داستان‎سرایی و شخصیت‎پردازی قوی ولی پر از افکت و اکشن و انفجارهای دیوانه‎وار و ژانگولر بازی و خالی‎بندی از هر نوعی که در تصورتان می‎گنجد و یا حتی نمی‎گنجد! به عقیده شما این یک نقطه ضعف است یا نقطه قوت؟ جواب این سوال به دیدگاهی که شما نسبت به بازی‎ها دارید بستگی دارد.

می‎توان گفت شما یا بسیار از بازی Just Cause 3 خوشتان خواهد آمد یا این که اصلا خوشتان نمی‎آید. اما نکته این‎جاست که اگر جزو دسته علاقمندان به بازی نیز باشید ممکن است در اوسط بازی احساس تکرار و خستگی به شما دست دهد و کمی شما را آزرده خاطر سازد. با شنیدن جمله آخری که خدمتتان عرض کردم یاد بازی اخیرا منتشر شده دیگری نیافتادید؟ بله درست است. دقیقا به مانند Mad Max. به هر حال آشپز هر دو یکی بوده است و استودیو Avalanch آنها را ساخته است و ضعف ها و نقاط قوت مشابهی نیز دارند. در این مقاله قصد داریم تا این نکات ضعف و قوت موجود در بازی Just Cause 3 را با یکدیگر بررسی نماییم و ببینیم آیا عنوانی هست که بخواهید آن را بخرید و بازی کنید و یا این که خیر. البته احتمالا برای بعضی ها آری و برای برخی دیگر خیر. در ادامه با گیمفا همراه باشید تا ببینید شما جزو کدام دسته هستید.

91ZPe50rH-L._SL1500_

نام بازی: Just Cause 3

سازنده: Avalanch Studio

ناشر: Square Enix

ژانر: اکشن ماجرایی

پلتفرم مقصد: Xbox One ،PC ،PS4

تاریخ انتشار: ۳۰ نوامبر ۲۰۱۵ (۹ آذر ۱۳۹۴)

امتیاز متا:  Xbox One: ۷۰ ،PC: ۷۵ ،PS4: ۷۳

داستان: مگه داستان می‎خواد؟!

از همین ابتدا و قبل از تصمیم به بازی کردن Just Cause 3، این را بدانید که اگر جزو افرادی هستید که داستان برایشان اهمیت زیادی دارد، همین الان راه خود را کج کرده و به سمت بازی دیگری بروید. داستان این بازی دقیقا مشابه یک فیلم اکشن هالیوودی است که هیچ جذابیت خاصی ندارد و از همان ابتدا، انتهایش مشخص است و تنها برای به اجرا در آوردن اکشن‎های بازی نوشته شده است و نه هیچ چیز دیگر. همان کلیشه نجات یک نفره دنیا و سفید مطلق در برابر سیاه مطلق. اگر داستان خاکستری و شاهکار ویچر ۳ هم نامش داستان است پس در Just Cause 3 تنها شاهد یک کتاب داستان کودکان هستیم. بگذارید اندکی از داستان و قالب کلی آن را برایتان بازگو کنم.

در این شماره ریکو رودریگز، قهرمان همیشگی سری Just Cause که همواره یک تنه شهرها و مردمان را در شماره‎های قبلی از دست ظالمان نجات داده است این‎بار متوجه می‎شود که شهر محل تولد و دیار مادری و پدری‎اش گرفتار دیکتاتوری ظالم شده است که خون مردم را در شیشه کرده است و جان آن‎ها را به لب رسانده است. این دیکتاتور General DiRavello (ژنرال دی‎راویلو) است که البته تنها هدف حکومت بر شهر و منطقه خود را ندارد و با جمع‎آوری ارتشی بزرگ و انواع و اقسام نیروهای دفاعی و هجومی فوق‎العاده و ساختن سازه‎های عظیم و انجام فعالیت‎هایی مخفیانه، رویای حکومت بر دنیا را در سر می‎پروراند. محل اتفاق افتادن بازی شهری خیالی به نام Medici است که در مجمع‎الجزایری از دریای مدیترانه واقعا شده است و زمین بازی در این نسخه خواهد بود. شهری بسیار زیبا با مناظری فوق‎العاده و چشم‎نواز که با گرافیکی عالی به تصویر کشیده است. ریکو تصمیم می‎‏گییرد به شهر خود بازگردر و این‎بار دیار کودکی خود را از وجود این دیکتاتور طالم پاک کند و مردم را رهایی بخشد و این‎گونه است که اکشن بازی آغاز می‎شود…

ریکو پرنده، ریکو خزنده، ریکو جهنده!

همان‎طور که مشاهده می‎کنید داستان بازی هیچ نکته‎ای برای عرضه ندارد و جای شکرش باقی است که سازندگان بازی هم قبل از انتشار بیهوده از داستان بازیشان تعریف نکردند و وعده و وعید به ما ندادند. داستان در این عنوان تنها برای دست‎یابی به اکشن بازی و توجیه کردن اتفاقاتی که در بازی انجام می‎دهید استفاده شده است و بار روایی و عمق زیاد که چه عرض کنم، حتی عمق کمی هم ندارد. در زمینه روایت داستان هم این عنوان چندان جالب عمل نمی‎کند و موفق نمی‎شود تا همین داستان کلیشه‎ای را نیز به نحوی رنگ و لعاب داده شده به ما تحویل دهد و داستان‎سرایان بازی نتوانسته‎ اند تا مثل مادربزرگ‎ها که یک داستان ساده را برای ما جوری تعریف می‎کردند که فکر می‎کردیم بهترین داستان دنیاست، عمل کنند و ما را با تعریف کردن بسیار عالی داستان هیجان‎زده کنند.

در مجموع داستان و روایت آن در بازی Just Cause 3 موفق به دریافت نمره قبولی نمی‎شوند و امتیاز بازی را به طرز قابل توجهی کاهش می‎دهند. چه بسا با دیگر مواردی که در بازی شاهد هستیم، اگر بازی داستان و روایت عالی داشت امتیاز بسیار بالاتری می‎گرفت و تبدیل به یکی از بهترین بازی‎ها می‎شد اما متاسفانه اینگونه نشده است و البته ذکر این نکته نیز لازم است که طرفداران این سری و کسانی که این بازی را می‎خرند حتما به این مسئله واقفند و منتظر یک داستان زیبا نیستند و تنها اکشن بازی است که آن‎ها را جذب این سری و این بازی کرده است.

ببخشید کسی پیاده شد؟!

گرافیک: یک نسل هشتمی واقعی

در مورد گرافیک بازی باید پلتفرم‎ها را از یکدیگر جدا کنیم. البته به طور کلی و در مورد تمام پلتفرم ها می‎توان گفت گرافیک بازی فوق‎العاده است اما این فوق‎العادگی بیشتر در نسخه PC است که می‎گذارد کاملا از آن لذت ببرید و در نسخه‎های کنسولهای نسل هشتمی با این که در حالت عادی مانند نسخه ی رایانه های شخصی زیباست ولی باگ و ایرادات فنی و افت فریم در هنگام افکت‎های انفجار و … شما را آزار خواهد داد.

وقتی مثلا در آسمان و در حال پرواز با انواع وسایل مختلف و یا لباس پرواز خود هستید و به پایین و مناظر بازی می‎نگرید قطعا با من هم عقیده خواهید بود که یکی از برترین و زیباترین چشم‎اندازها و گرافیک‎هایی که تاکنون در نسل هشتم دیده‎اید را مشاهده خواهید کرد و به قدری زیبا و چشم‎نواز هستند که دوست ندارید فرود بیایید و تنها می‎خواهید پرواز کنید و لذت ببرید. البته فقط پایین بیایید نیز چیزی از این زیبایی کم نمی‎شود و باز هم منار و محیط‎های بازی و کیفیت آن‎ها واقعا عالی و با کیفیت کار شده است  کار سازندگان در مورد این بخش واقعا قابل تحسین است و کاش در نسخه‎های کنسولی هم این گرافیک زیبا، بهینه تر بود و با تعدادی ایراد فنی ما را اذیت نمی‎کرد.

افکت‎های آتش و انفجاری که در این بازی می‎بینید تا به حال ندیده‎اید... بی نظیر

اگر گرافیک بازی را در بخش هنری در نظر بگیریم باید گفت سازندگان و طراحان محیط کار بسیار عالی و خوبی را در این بخش انجام داده اند و در طراحی محیط‎‏های مختلف و خلق مناطقی زیبا در بازی سنگ تمام گذاشته اند. بازی به زیبایی مناطق و جزیره‎هایی فوق‎العاده خوش‎آب و هوا در مجمع‎الجزایری از دریای مدیترانه را به تصویر می‎کشد و الحق بازی در زمینه طراحی و گرافیک هنری چیزی کم ندارد.

در مبحث فنی بحث‎های زیادی مطرح است. نسخه رایانه‎های شخصی به وضوح برترین نسخه بازی است و در زمینه گرافیک فنی نیز مشکلات زیادی را که در نسخه های کنسولی بازی می بینیم در آن مشاهده نمی کنیم، البته نه این که نسخه PC هیچ ایرادی نداشته باشد. در نسخه های کنسولی گرافیک فنی بازی بیار پرفراز و نشیب عمل می‎کند و حیف است که چنین طراحی و محیط‎های زیبایی با افت فریم و باگ و … همراه می‎شوند. باگ‎ها و مشکلات فنی در بازی و به ویژه در نسخه‎ های کنسولی زیاد دیده می شوند و شاید به تجربه کلی شما از بازی لطمه‎ای نزنند (البته در مواقع افکت‎های انفجار لطمه هم می زنند!) ولی باز هم خوشایند نیستند و شما را آزار می دهند.

 عجب!...

باید اذعا داشت افکت‎های آتش و انفجاری را که در این بازی می بینید تاکنون هیچ جای دیگر به این زیبایی و عظمت ندیده اید و واقعا عالی کار شده اند اما فقط در نسخه رایانه‎های شخصی فرصت لذت بردن از آنها را دارید چون در نسخه‎های کنسولی وقتی یک انفجار عظیم اطرافتان رخ می دهد چنان افت فریمی اتفاق می افتد که ممکن است باعث شود کاملا بازی کردن شما به هم بریزد و حتی کشته شوید اما در نسخه رایانه‎های شخصی این‎گونه نیست و می‎توانید شاهد این انفجارهای عظم و زیبا که باعث و بانیش خودتان هستید باشید و با انواع روش‎های پرتعداد و مختلف که بازی در اختیارتان قرار داده همه جا را منفجر کنید و آشوب را به معنای واقعی به پا کنید.

به طور کلی اگر گرافیک بازی را بر روی هر ۳ پلتفرم در نظر بگیریم باید گفت مجموعا گرافیک بازی نمره قبولی را می گرد، به خصوص در نسخه PC. بازی دارای گرافیک هنری عالی و گرافیک فنی خوب در نسخه رایانه‎ای و متوسط در نسخه‎های کنسولی است که اگر ضعف‎های فنی و باگ و افت فریم‎های شدید را در نسخه های کنسولی نداشت واقعا بهتر می‎شد و بیشتر فرصت لذت بردن از مناظر بی نظیر و انفجارهای مهیب بازی را داشتیم.

یا امامزاده!...

گیم‎پلی: اکشن‎ترین اکشن دنیا…ریکو جان کم ببند همیشه ببند! 

اگر تعریفی را برای سبک اکشن بخواهیم در نظر بگیریم میتوانیم بگوییم اکشن یعنی Just Cause 3. واقعا اکشن به معنای واقعی در این عنوان تعریف شده است و هیجان و انفجار و ماشین سواری و شلیک و موتور سواری و پرش و سقوط آزاد و چتر بازی و آویزان شدن به هلیکوپتر و انداختن خلبان هوا و نشستن جای او و به رگبار بستن سیل دشمنان و آر پی جی زدن به یک پایگاه بزرگ و نابود کردن تک تک قطعات آن و پیاده شدن از ماشین پس از سقوط به دره و کلا هر چیزی که باعث شود هیجان شما بالا برود و آدرنالین خونتان ترشح شود را در این بازی می‎بینید. مخصوصا در نسخه رایانه‎های شخصی که گرافیک فنی نیز بهینه‎تر است و مانند نسخه‎های کنسولی پس از منفجر کردن یک پایگاه دچار چنان افت فریمی نمی‎شوید که نتوانید بازی را ادامه دهید یا کشته شوید.

در نسخه‎های کنسولی افت فریم واقعا در موراد شلوغی آزار دهنده است و کام شما را تلخ می کند. دلیلی که مزید بر علت این تلخ شدن کام می شود صفحه‎های بارگذاری بسیار بسیار طولانی و آزار‎دهنده بازی پس از مردن است. مثلا تصور کنید در یک صحنه که دشمنان مثل مور و ملخ بر سر شما ریخته‎اند یک تانکر بزرگ را منفجر می کنید و ناگهان می بینید که چنان افت فریمی اتفاق می افتد که باعث می شود شما طی این افت فریم کشته شوید و سپس بعد از مرگی که تقصیری در آن نداشته‎اید بایستی مدت طولانی منتظر رد شدن صفحات بارگذاری خسته کننده بازی باشید تا مجددا وارد بازی شوید.

بازی انصافا سرگرم کننده است ولی تکراری می‎شود

از طرفی شاید برای جلوگیری از این افت فریم با خود بگویید بی‎خیال انفجار و آتش زدن و… شوم که در این صورت پس از ۱۰ دقیقه می‎بینید که در حال بازی کردن یک شوتر سوم شخص کاملا معمولی و بی‎هیجان هستید و بازی طوری طراحی شده است که با انجام کارهای مختلف و منفجر کردن و…. جذاب و هیجان‎انگیز می شود و غیر از آن اگر خلاقیت به خرج ندهید و راه‎ها و روش‎های مختلف از بین بردن دشمنان را در بازی امتحان نکنید، بازی موفق نمی‎شود تا جذابیت خود را به شما قالب کند و کاری کند که تنها با اسلحه ها و تیراندازی مثل یک شوتر سوم شخص معمولی لذت ببرید که البته این یک ضعف محسوب نمی‎شود که در بازی باید با انفجار و آشوب جلو بروید ولی وقتی مشکل محسوب می‎شود که افت فریم نگذارد این کارها را انجام دهید و یا مجبور شوید از ترس مردن و صفحات بارگذاری طولانی بازی را با احتیاط انجام دهید.

بازی در زمینه دادن حق انتخاب به شما برای انجام انواع و اقسام راه های مختلف برای ژانگولر بازی و انفجار و انواع روش های کشتن دشمنان واقعا بی‎نظیر عمل می کند و آزادی عمل فوق‎العاده ای را به شما هدیه می دهد. همچنین در زمینه انواع و اقسام وسایلی که در اختیار ریکو برای انجام ماموریت هایش قرار می گیرد بازی عالی عمل می کند و از گراپل هوک دو سره گرفته تا لباس پرواز وینگ‎سوییت و چتر نجات و اسلحه های مختلف و …. در اختیار بازیباز برای لذت بردن قرار دارند. مثلا می توانید یک دشمن را به یک کپسول روشن شده به وسیله گراپل هوک خود وصل کنید و سپس وقتی کپسول مثل موشک به هوا می رود دشمن را نیز با خود به آسمان می برد. و یا کاری کنید که یک هلیکوپتر به کوه برخورد کند و منفجر شود و خود شما قبل از انفجار به پایین بپرید و با چتر نجات یا وینگ‎سوییت فرود بیایید. یا این که کل یک پایگاه نظامی را مین‎گذاری کنید و سپس شاهد انفجار تک‎تک اجزا و قسمت‎های آن باشید و لذت ببرید. همه چیز در بازی قابل تحریب است و در این زمینه بازی عالی عمل می‎کند. سطح تخریب‎پذیری در بازی به قدری بالاست که تقریبا می‏‎‎شود گفت قصد نابود کردن هر بنا و ساختمان و پل و … را که داشته باشید از پس آن بر می‎آیید و بازی شما را در این زمینه با یک تخریب پذیری فوق‎العاده، آزاد می‌گذارد.

هر 3 نسخه بازی کیفیت گرافیکی خوبی دارند ولی نسخه پی سی بهترین است و بعد پلی استیشن 4 و بعد ایکس باکس وان البته با تفاوت‎هایی بسیار جزئی

در بخش هوش مصنوعی بازی متوسط رو به پایین عمل می کند و دشمنان بازی هوش مصنوعی خوبی ندارند و رفتار زیاد هوشمند و قابل قبولی از خود نشان نمی دهند. در زمینه اسلحه ها و تنوع آن‎ها نیز بازی خوب و قابل قبول است و انواع اقسام اسلحه های سبک و سنگین را در اختیار شما قرار می دهد تا هر جور که علاقمند هستید با دشمنان برخورد کنید و یا شاید اصلا نخواهید یک تیر هم شلیک کنید و فقط همه جا و همه کس را منفجر کنید. بازی دوربین خوبی دارد و چه در مواقع گشت و گذار و چه در مواقع پرواز و ماشین سواری و …. همیشه درست عمل می کند. همچنین در مواقع شلیک با اسلحه نیز دوربین بازی کاملا استاندارد و مناسب عمل می کند و مشکلی را برای ما ایجاد نمی‎کند.

در زمینه طراحی مراحل و ماموریت ها بازی پر فراز و نشیب عمل می کند. بازی پر است از ماموریت های خسته‎کننده و کسل کننده و تکراری و از آن طرف تعداد زیادی هم مراحل و ماموریت‎ها و چالش‎های جذاب را در اختیار شما قرار می دهد. باید گفت ماموریت‎های فرعی بازی گاها از مراحل بخش داستانی جذاب‎تر هستند. تا دلتان بخواهد ماموریت منفجر کردن و تصرف کردن پایگاه‎های مختلف در بازی وجود دارد و آنقدر این کار را انجام می‎دهید که دیگر خسته شوید. اما انواع و اقسام چالش‎های جذاب مثل مسابقات رانندگی و عبور از چک پوینت های هوایی با وینگ‎سوییت و به رگبار بستن امتیازی دشمنان با ماشین گان و… در بازی وجود دارد که آن را برای شما تر و تازه و جذاب نگاه دارد و زیاد خسته کننده نشود. با انجام این چالش ها و ماموریت‎ها کلی ارتقا و Mod برای ریکو باز خواهید کرد تا در ادامه از ان‎ها استفاده کنید.

این ریکوی لامصب از موتور سواری گرفته تا سقوط آزاد و پرتاب اسب و شنا با نیزه و... همه را بلد است! ایسپایدرمنده!

در مجموع اگر بخواهیم نگاهی کلی به گیم‎پلی بازی داشته باشیم باید گفت این بازی در سبک خود موفق شده است تا یک اکشن هیجانی و بسیار پرجنب و جوش و جذاب را به ما هدیه دهد و خود را به عنوان یکی از عناوین موفق این سبک در نسل هشتم معرفی نماید اما در بخش هایی به همان دردی دچار است که عنوان دیگر این استودیو یعنی Mad Max که چندی پیش منتشر شد نیز دچار بود یعنی کمی خسته کننده شدن بعد از مدتی به دلیل مراحل تکراری در بازی. البته خسته کننده شدن در بازی مکس دیوانه بسیار بیشتر از این عنوان بود و انصاف نیست که این دو بازی را در یک سطح از نظر تکراری شدن قرار دهیم زیرا Just cause 3 بسیار جذاب تر و هیجان انگیز تز طراحی شده است و یکی از دلایل آن هم محیط ها و مناظر فوق العاده و زیبا و غیر تکراری آن نسبت به محیط مرده و همیشه بیابانی مکس دیوانه است.

نقطه قوت اصلی گیم‎پلی بازی ازادی عمل و انتخاب های زیاد برای انجام کارهای خلاقانه برای نابود کردن پایگاه ها و دشمنان است که صحنه های بسیار جالبی رقم می زند ولی گاها گرافیک فنی بازی به گیم‎پلی رقم می زند و مخصوصا در نسخه های کنسولی با افت فریم خود باعث می شود تا فرصت لذت بردن از آشی که خود پخته ایم از ما سلب شود و نتوانیم به راحتی و سرعت شاهد منفجر شدن پشت سر هم و مهیب ساختمان ها و پایگاه های دشمنان باشیم. در واقع این ایراد گرافیک فنی است که به گیم‎پلی لطمه می‎زند ولی به هر حال نمی شود که یک قسمت را از بازی حذف کرد و مثلا بازی را بدون فعال کردن گرافیک فنی بازی کنید! در نسخه رایانه شخصی این مشکل کمتر وجود دارد و به راحتی می توانید از گیم پلی متنوع بازی لذت ببرید.

به طور کلی بازی در بخش گیم‎پلی نمره قبولی می گیرد و یک اکشن هیجان انگیز و متنوع را البته گاها با مراحل تکراری برای ما به همراه دارد. اگر علاقمند به یک گیم‎پلی اکشن انفجاری و پر از هیجان هستید اینجا جای شماست. ریکو هم کاملا کمکتان می کند و تا حدی که مرزهای خالی بندی اجازه می دهند و پاره نمی شوند با شما همراهی می کند. البته گاها دیده شد که ریکو مرزهای خالی بندی را نیز … داد و آن مرزهای پهناور را نیز درنوردید! باور کنید قهرمانان ابرانسانی مارول و دی سی هم در سطح ریکوی خودمان نیستند!

تو راهم. دارم میام... چیزی نمی‎خوای بخرم؟!

موسیقی و صداگذاری:

بازی Just Cause 3 در بخش صداگذاری و موسیقی طوری عمل کرده است که نه بشود ایراد خاصی از آن گرفت و نه بشود آن را بسیار تحسین کرد و از آن به عنوان یک اثر به یاد ماندنی در این بخش یاد کرد. در بخش صداگذارری همه چیز خوب انجام شده است و ایراد خاصی در صدای اسلحه‎ها و تیراندازی و انفجارها و … مشاهده نمی شود و همگی به خوبی انجام شده‎اند. صداگذاری شخصیت‎ها نیز از این قاائده مستثنا نیست و صداگذاران شخصیت‎های بازی نیز کار خود را به درستی انجام داده اند و در این بین صداپیشه ریکو (KEVIN COLLINS) و ژندال که نقش‎های اصلی مثبت و منفی بازی هستند کمی گار خود را بهتر از بقیه انجام داده‎اند و به خوبی حس و حال لحظات بازی را پیاده کرده‎اند.

در بخش موسیقی بازی بسیار معمولی عمل می‎کند و البته فکر نکنم اصلا شما در بازی موسیقی را حتی لحظه‎ای بشنوید یا اصلا حواستان به آن باشد. در مجموع بازی در بخش صداگذاری و موسیقی نمره قبولی را دریافت می‎کند زیرا اگر شاهکار خلق نکرده اند لا اقل کار خود را استاندارد و معقول انجام داده‎اند و در این قسمت نمی‎توان خرده‎ای به سازندگان و صداپیشگان گرفت. هرچند که کسی بدش نمی‎آید هر بازی موسیقی مثل ویچر ۳ داشته باشد ولی خب باز جای شکرش باقی است که  Just Cause 3 در این بخش خرابکاری نکرده است و صداگذاری و موسیقی متناسب با جو و حال و هوای بازی را تحویل بازیبازان داده است.

گاها دیده شد که ریکو مرزهای خالی بندی را نیز ... داد و آن مرزهای پهناور را نیز درنوردید! برو فضا یهو پیاده!

نتیجه‎گیری: در مجموع زیبا و جذاب و هیجان‎انگیز…

عنوان Just Cause 3 عنوانی است که با وجود ایرادات فنی و گرافیکی که دارد و با وجود تعدادی مراحل تکراری و داستان آبکی، موفق می‎شود تا کاملا مخاطب خود را سرگرم کند و به هدفی که از اول هم اعلام کرده بود برای انتشار یک بازی سراسر اکشن و هیجان (که پایه و اساس این سری است) دست یابد. این بازی از اول هم نگفته بود که می‎خواهد داستان پردازی و روایت داستان را در سطحی عالی ارائه دهد و شعارش یک بازی انفجاری و اکشن و ترشح کننده آدرنالین بود که این کار را به درستی انجام داده است و مخصوصا در نسخه رایانه های شخصی که ایرادات فنی و افت فریم بسیار کمی دارد به نحو احسن این مورد انجام شده است و البته در نسخه‎های کنسولی نیز که مشکلات نسبتا زیادی هم دارند باز هم می توان یک عنوان لذت‎بخش و جذاب اکشن را که پر است از انتخاب هاب زیاد برای انواع روش های از بین بردن و منفجر کردن دشمنان و… تجربه کرد.

بازی ضعف‎های نسبتا زیادی در نسخه‎های کنسولی خود دارد ولی خوبی‎ها و مزایای آن بسیار بیشتر هستند از تعداد ضعف‎های آن و به همین خاطر Just cause 3 را می توان یک عنوان موفق لقب داد. اگر سازندگان بازی کمی دقت بیشتری داشتند با یکی از عناوین بی‎نظیر نسل هشتم تا کنون طرف بودیم  ولی همان ضعف‎ها کار خود را در اینجا می‎کنند و باعث می شوند که بازی را از منظر کلی، نه یک عنوان بی نظیر بلکه یک بازی بسیار خوب لقب دهیم. عنوانی که اگر ان را تجربه کنید قطعا در پایان آن پشیمان نخواهید بود و یا عاشق آن شده اید و یا از آن لذت برده اید ولی مطمئن هستم که از آن متنفر نخواهید بود. Just Cause 3 یک سندباکس زیبا و وسوسه‎کننده است که با اکشن هیجان انگیز خود هر بازیبازی را مجبور به تجربه مراحل انفجاری و سرشار از آدرنالین خود می‌کند. اگر یک اکشن باز صرف هستید و عاشق هیجان و لذت و آشوب به پا کردن و انفجار در یک دنیای آزاد و بزرگ هستید لحظه ای در خرید این بازی و تجربه آن شک نکنید و آن را هر چه سریعتر یا بر روی کنسول خود و یا ترجیحا بر روی رایانه شخصی تجربه کنید.

فقط منظره را ببینید لذت ببرید...