نقد و بررسی بازی «شاهد» The Witness

این مطلب دراین تاریخ ارسال شده است دوشنبه, ۱۹ بهمن, ۱۳۹۴ در ساعت ۸:۳۹ ق.ظ

نقد و بررسی بازی «شاهد» The Witness

review-witness

جزئیات

سازندهThekla Inc

ناشرThekla Inc

ژانرمعمایی

پلتفرمPlayStation 4, iOS, Microsoft Windows

«شاهد» The Witness عنوانی کم ادعا و در عین حال پر محتوا است. یک بازی معمایی که چالش‌های زیاد و سختی برای‌تان در نظر گرفته است. اینکه از  بازی خوش‌تان بیاید یا نه به این موضوع بستگی دارد که آیا با معما و حل کردن معماهای مختلف رابطه‌ی خوبی دارید؟ اگر دنیای معماها را دوست دارید شاهد یکی از بهترین بازی‌هایی است که می‌توانید تجربه کنید.

وقتی صحبت از معما و بازی‌های ویدئویی می‌شود، ناخواسته به یاد Portal مجموعه‌ی می‌افتم.  مجموعه بازی‌ای که به نظر من بزرگترین و بهترین بازی پازلی است که تا حالا ساخته شده‌است. ولی آیا مقایسه‌ی شاهد با پورتال کار درستی است؟

در حالی که پورتال معماهای خود را بر اساس ایده‌ی فوق‌العاده جذاب پورتال‌های دوگانه پیاده‌سازی کرده بود، شاهد نیز مانند آن از چندین نوع معما ساخته شده که تنوع‌شان را مانند پورتال از یک پی‌ واحد به نام پنل‌های معما می‌گیرند. معماهای بازی شاهد بر اساس مفاهیم بسیار ساده‌ای طراحی شده‌اند. نکته‌ی قوت بازی این است که چگونه یک ایده‌ی ساده را زیر و رو کرده‌ و به چنین معماهای سخت با مفاهیمی ابتدایی رسیده‌اند.

تنوع محیط‌های بازی زیاد و گوناگونی رنگ‌ها چشم‌نواز است.

کلیت داستان شاهد این است که شما در جزیره‌ای تنها هستید و باید به حل تمامی معماهای داخل جزیره بپردازید تا به داخل کوه درون جزیره راه پیدا کنید. گویا شما یک نمونه‌ی آزمایشی هستید و آزمون این جزیره برای شما طراحی شده‌ تا توانایی‌های‌تان برای حل کردن معماها بررسی شود. در گوشه و کنار جزیره مجسمه‌های بسیاری دیده می‌شود که معلوم نیست آیاانسان‌هایی بوده‌اند که به سنگ بدل شده‌اند یا فقط مجسمه هستند. در هر حال هر مجسمه دنیای خود را دارد و در کنار طراحی زیبای‌شان هرکدام داستانی را بازگو می‌کنند.

بازی با شما هیچ گفت‌وگویی ندارد. در واقع شما به هیچ وجه از طرف کارگردان مورد خطاب قرار نمی‌گیرید که مثلا یک دیالوگ روی صفحه بیاید و شما را راهنمایی بکند؛ از این خبرها نیست. برای جابجایی بهتر در این جزیره، شما هیچ نقشه‌ای در دست ندارید و تنها باید مناطق مختلف جزیره را حفظ کنید تا بتوانید به راحتی بین آن‌ها عبور و مرور انجام بدهید. البته بعد از پیش‌روی زیاد یک نقشه پیدا خواهید کرد که توضیحات اضافه‌ای نمی‌دهم تا اسپویل نشود.

جواب در نور و سایه پنهان است.

در ابتدای بازی شما با یک صفحه‌ی الکترونیکی روبرو می‌شوید که یک پازل از نوع هزارتو یا ماز در آن قابل دسترسی است.  بعد از حل کردن این معما یک سوال به ذهنمان خطور می‌کند: آیا تمام بازی همین‌گونه است؟ یعنی یک صفحه‌ی الکترونیکی با یک پازل معمولی؟ همین؟

بازی از سیزده منطقه‌ی مختلف تشکیل شده‌ که یازده تا از این مناطق لیزر دارند. جمله‌ی قبل به این معناست که با تمام کردن معماهای هر منطقه از این یازده منطقه دستگاهی نمایان می‌شود و به بالای کوه و تمثالی که آنجا قرار دارد لیزر می‌تاباند. در بالای کوه و زیر تمثالی که آنجاست یک جعبه وجود دارد که باید حداقل هفت لیزر را فعال کرده باشید تا در آن باز شود و به معمای نهایی داخل کوه برسید.

شاید از خودتان بپرسید چرا یازده لیزر وجود دارد ولی با هفت تا لیزر هم دریچه باز می‌شود؟ پاسخ به این سوال ساده است؛ شما نمی‌توانید هر یازده لیزر را فعال کنید!

با اینکه در نقشه‌ی بازی به جز شخصیت تحت کنترل ما جنبنده‌ی دیگری حضور ندارد ولی محیط‌های بازی به شکل شگفت انگیزی زنده و پر از زندگی هستند.

معماهای بازی آن‌قدر سخت هستند که قطعا فعال کردن تمام لیزرها بدون کمک گرفتن از اینترنت کار حضرت فیل است! پس بازی‌ساز این نکته را در نظر گرفته و شما با فعال کردن فقط هفت لیزر می‌توانید به معمای پایانی بازی دسترسی پیدا کنید.

بازی و معماهایش یک روند ساده را دارند و شما را در یک حلقه‌ی تکرار می‌اندازند. حلقه‌ی روند بازی و معماهایش به این صورت است:

  1. اولین مرحله از یک منطقه.

بدون شک یکی از سخت‌ترین معماها، معمای حل کردن اولین پازل از یک منطقه است. همانطور که گفتم بازی به هیچ وجه با شما مکالمه‌ای ندارد و شما را راهنمایی نمی‌کند. بنابراین وقتی برای اولین بار یک سبک از معماها را می‌بینید نمی‌دانید که چگونه باید آن را حل کنید. ولی اگر یک پازل از این سبک را حل کردید روال حل کردن معماهای منطقه را متوجه می‌شوید.

  1. چه جالب!

در این مرحله معماها از همان روش اولین مرحله استفاده می‌کنند و به‌ آرامی سخت می‌شوند و در کل از حل کردن آن‌ها به دلیل معمولی بودن درجه‌ی سختی لذت خواهید برد

  1. بن‌بست!

در این زمان شما تعدادی از معماهای منطقه‌ی مورد نظرتان را حل کرده‌اید، با روال معماهایش آشنا هستید ولی به هیچ‌وجه نمی‌توانید این معمای پیش‌رو را به دلیل سختی بیش از حد حل کنید. روش و منطق حل بعضی از این معماها واقعا به عقل جن هم نمی‌رسد!  البته شاید راه‌حل عجیبی به ذهنتان برسد، ولی با خودتان می‌گویید نه بابا دیگه اینجوریام نیست، دیگه اینقدام پیچیده‌اش نمی‌کنن در حالی که بله! دقیقا همینجوریاس و این‌قدر پیچیده‌اش کرده‌اند!

  1. در مرحله‌ی چهارم ممکن است دو اتفاق بیفتد. یکی اینکه این منطقه را رها کنید و به منطقه‌ای دیگر از جزیره بروید و در آن منطقه دوباره به مرحله‌ی ۱ همین لیست برسید. و راه دیگر آن است که در اینترنت جستجو کنید و راه حل را بیابید و به مرحله‌ی شماره ۵ این لیست بروید.
  2. معما چون حل شود….

در این مرحله متوجه الگوریتمی که پشت معمای سخت مرحله‌ی بن‌بست بود، شده‌اید. و از سختی بیش از اندازه آن متعجب هستید! و تعجب کنان لیزر این منطقه را فعال می‌کنید و به منطقه‌ی جدید و دوباره به مرحله‌ی اول همین لیست برمی‌گردید.

the-witness (3)

به صورت کلی روند معماها به این صورت است که ابتدا در شما اشتیاق زیادی برای حل کردن به جود می‌آورند ولی بعضی جاها به بن‌بست می‌خورید و هر چه تلاش می‌کنید باز هم به در بسته می‌خورید. در اینجاست که دو مقوله‌ی اشتیاق حل کردن معما و بن بست به هم می‌رسند و باعث ایجاد یک تناقض عجیب و غریب می‌شوند. تناقضی حاصل از اشتیاقی که پاسخ داده نمی‌شود. حال این موضوع در برخی افراد موجب سرخوردگی و سر رفتن حوصله می‌شود و در برخی دیگر باعث به وجود آمدن عطش فکر کردن و جستجوی راه حل. عطشی که بازی‌ساز به دنبال ایجاد آن بوده‌ و موفق هم عمل کرده است.

به‌جز معماهای اصلی، معماهای فرعی زیادی هم وجود دارد. و نکته‌ی قابل توجه این است که جواب برخی از این معماها تنها بر روی پنل حل معما نیست و برای رسیدن به آنها باید با کمک پرسپکتیو و در محیط‌های سه بعدی و طبیعت اطراف جستجو کنید. معماهای محیطی طراحی بسیار جذابی دارند و به شما برای ادامه‌ی بازی و حل کردن معماهای سخت انگیزه می‌دهند.

پنل‌های معما در شاهد، مثل پورتال‌های دوگانه‌ی مجموعه‌ی پورتال عمل می‌کنند.

تمام کردن بازی بدون در نظر گرفتن تمام معماها و تنها با فعال هفت لیزر و رسیدن به پایان بازی بیش از پانزده ساعت زمان می‌برد، البته بدون کمک گرفتن از اینترنت و دیگران! ولی اگر بخواهید تک تک معماهای این بازی را حل کنید باید چند هفته‌ای وقت صرف کنید. این در حالی است که طبق خبری در سایت دنیای بازی با تیتر «گیمری ویتنس را تنها در ۲۳ دقیقه به اتمام رساند»، برآورد می‌شود که اگر تمام معماهای بازی را از قبل بدانید و بازی را برای باردوم تجربه کنید، می‌شود سر ته‌اش را در ۲۳ دقیقه هم آورد.

گرافیک زیبا و چشم‌نواز است و جزیره‌ی بازی پر رنگ و لعاب و تر و تمیز طراحی شده است. جزیره‌ای کوچک که شما در آن درختان سرسبز بهاری، درختان خزان‌‌زده‌ی پاییزی، چمنزارهای وسیع، صحرا و کوه‌های پر برف، باتلاق، آبشار، خانه‌های درختی و قلعه و کشتی شکسته جشنواره‌ای از رنگ‌های شاد و چشم‌نواز می‌بینید .  از نظر ظاهری همه‌چیز مناسب است ولی همانطور که در خبری از دنیای بازی با تیتر «ویتنس باعث بیماری حرکت می‌شود!» خواندید، بعد از مدتی هنگام حرکت کردن دچار سرگیجه و حالت تهوع می‌شوید. گاهی اوقات هنگامی که به بیشتر ظرفیت مغزتان برای حل کردن یک معما نیاز دارید حالت تهوع به شما اجازه ادامه‌ی این کار را نمی‌دهد. و حداقل باید تا دو ساعت دراز بکشید تا حال‌تان بهتر شود. که قطعا این مشکل بزرگترین ایراد بازی شاهد است. البته گرافیک بازی با وجود طراحی زیبایش اصلا بهینه نیست و به خاطر تنظیمات گرافیکی محدودش حسابی دچار مشکل خواهید شد. افت فریم حتا در سیستم‌های قوی هم وجود دارد که این هم ایراد بزرگی است و قطعا از لذت بازی خواهد کاست.

در بازی اگر سایه‌ای می‌بینید که شبیه صفحه‌ی الکترونیکی است بی‌دلیل نیست. اگر شاخ و برگ درختان را شبیه پازل دیدید شک نکنید. اگر بازتاب نور روی صفحه‌ی الکترونیکی می‌افتد جواب معماست. اگر در داخل هزارتو ناگهان صدای پای شما عوض می‌شود نسبت به آن بی‌تفاوت نباشید چون شما در حال بازی کردن معما محورترین بازی سال هستید. بازی‌ای که با وجود ظاهر فریبنده‌اش شما را با آزمایشی سخت به چالش می‌کشد. اجازه بدهید مقاله را با جمله‌ی پایانی بازی‌ساز تمام کنم که شاید بهترین توصیف از بازی باشد. جایی که خود بازی‌ساز این تناقض در بازی را در جمله‌ی پایانی چنین توصیف می‌کند:

ستاره‌ای به هنگام طلوع خورشید

حبابی در میان موج

صاعقه‌ای در ابر تابستانی

چراغکی چشمک‌زن

یک خیال و یک آرزو.