بایگانی “نقد و بررسی”

زامبی کشی الحاقی/ نقد و بررسی بسته الحاقی The Following بازی Dying Light

شنبه, ۸ اسفند, ۱۳۹۴

زامبی کشی الحاقی/ نقد و بررسی بسته الحاقی The Following بازی Dying Light

در گوشه ای بی حرکت ایستاده‌ام و نمی‌دانم که به چه فکر می‌کنم. اصلا می‌توانم فکر کنم؟ به صورت ساکن در کنار دیواری هستم و سر را به پایین انداخته و صدایی مانند خس‌خس و خرناس از گلویم خارج می‌شود. خودم هم نمی‌دانم چرا. صدایی از خیابان بغلی می‌شنوم و آرام و سرم را به بالا می‌آورم تا نگاهی بیاندازم. ای بابا… چرا نمی‌توانم درست ببینم. چیزی جلوی یک چشمم را گرفته و نمی‌گذارد درست نگاه کنم. سعی می‌کنم که بفهمم آن چیست. آهان الان فهمیدم. قسمتی از پوست سرم به همراه مقداری از مغزم که آویزان شده است جلوی چشمم را گرفته است. اصلا یادم نیست چرا این طور شده است و چه شد که این‌گونه شد. در اعماق زامبی کشی الحاقی/ نقد و بررسی بسته الحاقی The Following بازی Dying Lightوجودم حس می‌کنم باید با دستم آن‌ها را از جلوی چشمم کنار بزنم ولی نمی‌دانم چرا این کار را نمی‌کنم و گویا اصلا برایم مهم نیست. تنها یک چیز را با تمام وجود حس می‌کنم و می‌دانم که باید انجام دهم. باید به سمت صدایی که شنیده‌ام بروم. گرسنه‌ام است. چند وقت است چیزی نخورده‌ام. دروغ گفتم، راستش را بخواهید اصلا به خاطر ندارم کی غذا خورده‌ام. راستی چیزی به ذهن آویزانم رسید! اگر این مغز من است که جلوی چشمم را گرفته پس چرا من هنوز ایستاده‌ام و زنده ام؟ چقدر سوال بی‌جواب دارم. به طرز وحشتناکی عطش و گرسنگی دارم. دلم چه می‌خواهد؟ بگذارید راستش را بگویم. از شما چه پنهان عطش خون و گوشت دارم. عطش پاره‌پاره کردن و کشتن بوی زندگی را دارم، آن هم بی‌دلیل. من همسر و فرزند داشتم. آن‌ها کجا هستند؟ بگذارید تمرکز کنم. چیزهایی گنگ در ذهنم وجود دارند. اخبار داشت از تلویزیون پخش می‌شد و خبر از شیوع ویروسی کشنده می‌داد. همه مردم داشتند از شهر خارج می‌شدند. ما هم چنین قصدی داشتیم. یادم است که رفتم ماشین را از پارکینگ بیاورم تا همسر و فرزندم را سوار کنم. ناگهان برگشتم و دیدم که همسایه بغلی دارد به سمت من می‌آید. زخمی بود و عجیب رفتار می‌کرد. قصد داشتم به او کمک کنم ولی تا به سمتش رفتم مرا گرفت و با قدرتی غیر طبیعی من را به زمین انداخت و شروع کرد به مانند یک حیوان من را پاره‌پاره کردن. تمام بدنم را گاز می‌گرفت و احساس می‌کردم که دارد قسمت‌هایی از بدنم کنده می‌شود. به هر زحمتی بود او را به کناری زدم و شروع به دویدن کردم که ناگهان از شدت درد و خونریزی به زمین افتادم.

ادامه مطلب»

نقد و بررسی Resident Evil 3 Nemesis

سه شنبه, ۲۰ بهمن, ۱۳۹۴

 نقد و بررسی Resident Evil 3 Nemesis

در ذهن پریشانم غرق در کابوس های تکراری هر شبم می‌شوم؛ صدای فریاد کمکشان هنوز در گوشم می‌پیچد. بارها آرزوی مرگ کرده‌ام. اگروزی روزگاری: زمزمه استارز | نقد و بررسی Resident Evil 3 Nemesisر می‌دانستم ماموریتم در «عمارت اسپنسر» پایان یافتنی نیست، هیچ‌گاه با اختیار خودم وارد جهنمی ابدی نمی‌شدم. انگار زمان برایم در «کوهستان آرکلی» یک‌بار برای همیشه متوقف شده و امروزم دیروز و فردایم تکرار دیروز است. اگر دست به کار نشوم مانند شمع آرام آرام می‌سوزم و آن‌گاه دیگر فرصتی برای جبران نیست؛ پس باید یک زندگی نو بسازم و باری دیگر از ابتدا شروع کنم اما این آغاز متفاوت خواهد بود.

ادامه مطلب»